با وجود گذشت بیش از حدود 50 روز از انتخابات گویا این که قرار نیست داستان بیانیه ها و جواب ها و پیغام ها به پایان برسد و هر روز با سخن وعملی، موجی جدید فرا روی دو طرف مورد مناقشه برپا می شود. رفتار و کردار و گفتاری بی شرمانه و ناپخته از هر دو سو که اگر تاکنون در هر کشور دیگری و در مقابل ملت دیگری صورت می گرفت تا به امروز چندین بار موجب تعویض دولت یا نظام می شد. براستی برای چه و به چه خاطر احساسات و عواطف و ذهنیات مردم این طور به بازی گرفته می شود؟
پیش و پس از انتخابات موضوعات متعددی مطرح گردید تا آن جا که در بعضی از موارد باعث به سوال رفتن کلیت حکومت اسلامی ایران شد، پُر بیراه نیست که بگوییم هر دو طرف نقش بسزایی در ایجاد این مناقشات داشته اند از کیهان که وظیفه ی خود می دانست بی رحمانه ملت و مسولان را زیر سوال ببرد تا اعتماد ملی که هدفی را جز تقابل با کیهان برای خود نمی دید و روسای نظام که گویا کاری نداشته وندارند جزء تخریب و اتهام افکنی به یکدیگر و … چه نتیجه ای از این همه نفاق و دو رویی و دروغ می توان گرفت؟ آیا جزء این می تواند گفت که قدرت همه چیز است و بس؟! این که در مدارس و الا الخصوص حوزه ی علمیه ی قم درس نگه داری و حفظ و قدرت و مال و منال پرستی و … به جای تقیه و راست گویی و دین داری و… آموزش داده می شود؟ این روزها هم پخش نسنجیده ی اعترافات دری دیگر را گشود تا روز از نو شود؛ تا کیهان و وطن امروز بنویسند و اعتماد و اعتماد ملی در مقام پاسخ گویی درآیند تا باز هم کلیت حاکمیت زیر سوال برود. آن گونه که میر حیسن موسوی در شبکه های داخلی به دار مجازات آویخته می شود و از طرفی منجی ملت در شبکه های خارجی خوانده می شود؛ مردم ما کدام یک را باور کنند؟ اصلاً چرا باور کنند؟ آیا پاسخی برای این همه ندانم کاری و بازی های کودکانه هست؟
کسی متوجه نیست (شاید هم متوجه باشد و عمداً به این اعمال دست بزند) وقتی به میر حسین موسوی توهین می شود و او را مجرم مشاریم ملت را مجرم می دانیم، 13 میلیون انسان را که ایرانی هستند و به اختیار خود در انتخابات شرکت کرده اند و نه با جبر! او را مناسب ریاست جمهوری می دانسته اند و حال در رای خود ابهام دارند؛ این جرم است؟ 13 میلیون نفر نادانند و عده ای که به جای تقیه به سیاست گرفتار شده اند دانا و عقل کل و… آیا مشکل نظام ما همین 13 میلیون نفر هستند؟ مشکل کشور ما این ها هستند که پیشرفت نمی کند؟ این ها هستند که 1000 میلیارد کسری بودجه داشته است؟ این ها هستند که چند سال پیش عقب نشینی هسته ای داشته است؟ این ها هستند که اعتیاد بیداد می کند؟ این ها هستند که بیکاری بیداد می کند و…
دوستان از ما بهتران! آقایانی که به گفته ی خود با امام زمان(عج) ارتباط دارید! بدانید این پیشنهادی برای ادامه ی راهتان؛ اگر مشکل ایران و سد راه پیشرفت و تعالی این نظام و کشور فقط این 13 میلیون خس و خاشاک هستند بدون هیچ اباء و اغماضی نسل کشی کنید تا به ظهور منجیتان کمک کنید.
————————————————-
1.این نوشته تنها یک برداشت شخصی از وضعیت موجود جامعه است و مربوط به گروه یا حزب خاصی نیست، نبوده و نخواهد بود.

در حالی بیش از 45 روز از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد که هنوز محمود احمدی نژاد منتظر پیام تبریک روسای جمهور کشورهای مختلف مانده هیچ یک از طیف های شرکت کننده در انتخابات تاکنون شکست را نپذیرفته اند و از قبولاندن پیروزی به خود و هوادارن خودداری می نمایند و برهان ایشان نیز برای این عمل رسیدگی نکردن به شکایات و وجود ابهامات در انتخابات است این در حالی است که روزها قبل از اعلام نظر شورای نگهبان مبنی بر صحیح یا ناصحیح بودن انتخابات آیت الله سید علی خامنه ای رهبر ایران تنها دقایقی بعد از اعلام نتایج نهایی به محمود احمدی نژاد ریاست جمهوریش را تبریک گفته و او را فردی مکتبی و خوانده بود و عملاً نقش شورای نگهبان که به ریاست آیت الله جنتی است را کم رنگ تر جلوگر ساخت.
به نظر مخالفان؛ محمود احمدی نژاد نه با رای مردم بلکه با توجه به اختیارات خاص رهبری به عنوان رئیس جمهور منسوب می شود و شاید زمانی که این حکم بر پیشانی دولت محمود احمدی نژاد زده شود مخالفان نیز به تمکین از آن حکم حداقل از مخالفت های علنی خوداری نمایند.
برآستی؛ آیا محمود احمدی نژاد با حکم رهبری رئیس جمهور می شود؟

اینکه نمی شه ما بگیم دمکراسی داریم ولی علناً همچین چیزی رو اصلاً نشون ندیم. آقایون چرا مثل کبک (خدا پدر کبک رو بیامرزه) سرتون رو کردید تو برف و به هیچ چیز توجه نمی کنید؟
دموکراسی یعنی تقابل طرفین! دموکراسی یعنی اینکه اگر گروهی قدرت را در رقابتی برابر و با داوری بی طرف دست گرفت گروه دیگر آن را بپذیرند و به حقوق آن احترام قائل شوند. دموکراسی یعنی یک رقابت برابر در یک جامعه ی مدنی. دموکراسی یعنی اینکه گروهی خود را برتر مطلق نداند و…
دموکرات یعنی کسی که مقبل را نمی آلاید به گزارش ها و سخان بی سند. دموکرات یعنی کسی که به حقوق دیگری در شرایط برابر احترام می گذارد. دموکرات یعنی کسی که از حقوق از دست رفته ی خود دفاع کند. دموکرات یعنی فردی با ابزار دین به مردم زور نگوید. دموکراسی یعنی آزادی جان در عین آزادی روح و…
حالا دوستان بیابید پرتقال فروش را؟ ما کدوم از اینا رو داریم؟! هیچ کدوم:-)) خنده نداره گریه داره:-(( …به این میگن خطاکراسی. نه دموکراسی.

پس از جلسه ی هفته ی گذشته ی دولت و ایراد سخنان تند محمد حسین صفار هرندی وزیر ارشاد اسلامی و حمایت های محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی از گفته های ایشان و برخورد محمود احمدی نژاد با آن ها وی تحمل حتی چند روز اصطکاک را نداشته و وزراء دولت خویش را برکنار نمود که در این میان پاسخ صفار هرندی به محمود احمدی نژاد که طی یک نامه مطرح شد گواهی بر بسیاری از مسائل پشت پرده را داد.
محمد حسین صفار هرندی کتابت و ادب مندی خویش را برای محمود احمدی نژاد به یادگار گذاشت تا به او بقبولاند فقط داشتن شجاعت کافی نیست بلکه آن چه مهم است قدرت درک و تفکر و تعقل است. امید داریم تا پاراگراف آخر نامه ی صفار، که از خود به قدر یک”عدد” یاد کرده تا سال ها در ذهن محمود احمدی نژاد بماند. متن نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای رئیس جمهور با سلام
در پی ابلاغ شفاهی حکم جنابعالی مبنی بر کناره گیری اینجانب و معرفی سرپرست وزارت خانه که خبر آن روی شبکه ویژه خبری دولت و دیگر سایت های اطلاع رسانی منعکس شد، خرسند شدم که شانه های ضعیفم از زیر بار مسولیت سنگین این امانت بزرگ رها شده است، اما گویا محظور از نصاب افتادن دولت، موجب توقف این حکم گردید.
اکنون با تاسف از قضایای اخیر که موجب وهن دولت محترم شد، بی اعتنا به اخبار حاشیه ای، ابلاغ نخست را جدی گرفته و خود را فارغ از مسولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می دانم و از فردا در وزارت خانه حضور نخواهم یافت.
با این همه در برابر این تقدیر که در هشت روز باقیمانده از عمر دولت نهم، از نام و آبروی این بنده کوچک خدا و سرباز ولایت امر، به قدر یک “عدد” بهر گرفته شود، تسلیم و راضی ام.

مطالعه ی تاریخ مکتوب بشریت و تامل در آن گواهی می دهد که پیش بینی و حتی گرفتن نتیجه از یک حادثه در حال وقوع کار آسانی نبوده و نخواهد بود و حتی تحلیل آن نیز نیاز به گذر زمان دارد. تاریخ چندین سده ی اخیر ایران نیز مملو از این چنین تحولاتی است و می توان با کمی جستجو منشا و مبدا آن را به سال 1507م -مقارن با روی کار آمدن شاه اسماعیل اول و تشکیل دولت صوفیه- دانست که آن چنان پایه ای در جامعه ایجاد کرده تو گویی دیگر جایی برای تفکیک آن در تعقل ما ایرانیان موجود نیست. مجموعه حوادث و تحولات و درگیری ها پیرامون دین و دیانت؟!
در اوآخر دوره ی دوم ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و پس از معرفی خیل کاندیدهای مختلف توسط شورای نگهبان کمتر کسی رای به پیش بینی تقابل هاشمی-احمدی نژاد می داد اما با توجه به حمایت های ناگهانی و غیرقابل باور نیروهای بسیج و سپاه پاسداران و چرخش نسبی حامیان محمدباقر قالیباف، چربش رای به سوی محمود احمدی نژاد به گونه ای رقم خورد که خواب چند ساعته ی مهدی کروبی دیگر هیچ گونه هوشیاری برایش به ارمغان نیاورد و محمود احمدی نژاد از او پیشی گرفت و در مقابل اکبر هاشمی رفسنجانی قد علم کرد و ایرانیان شاهد تقابل بین نسل ها در بدست آوردن قدرت شدند. تقابلی که بیش تر به دوئل و خون خواهی مشابه بود تا مبارزه ی دموکراتیک و اسلامی…
محمود احمدی نژاد پیروز انتخابات نهم ریاست جمهوری شد-فارغ از مجموعه شبهاتی که توسط افراد مختلف بیان شده در مورد امکان مهندسی آراء-. رئیس جمهوری که مجموعه اقداماتش باعث ایجاد انگیزش جامعه برای برکناریش بود، برکناری که منجر به سقوط و شکست پروژه ی تبدیل ((جمهوریت)) به ((حاکمیت)) می شد، در این میان هاشمی بهترین گزینه را برگزید؛انتخاب مردم و سکوت همیشگی اش- که این سکوت و تامل شاید تا سالها زبان زد مردم شود و هاشمی را به تاریخ معاصر ایران بیش از پیش پیوند دهد-؛ مردمی که با حضور خود ندای تغییر را می دادند و شکست اقدامات تنش گرایانه اما گویا نه تنها هاشمی بلکه مردم نیز فریب خوردند و به فکر پشت صحنه ی این انتخابات نبودند.
محمود احمدی نژاد با توجه به معجزات جنتی ریاست شواری نگهبان به عنوان ریاست جمهوری ایران برگزیده شد البته یک رئیس جمهور انتخابی- انتصابی؛ در این میان اما دوئل هاشمی و احمدی نژاد ادامه یافت و همچنان ادامه خواهد داشت-هر چند انتظار می رفت گفته های رهبر ایران حسن ختامی باشد برای این تقابل چند ساله اما خلاف این راه آن چنان ظاهر شد کهپس از سخنان هاشمی در نماز جمعه ی تهران و مسائل جاح مقابل به تقابلی غیر قابل تصور برخواست و در مراسم مبعث پیامبر اعظم(ص) دودستگی را مشهودتر کرد- مبارزه ای بین بزرگترین شخصیت سیاه و سفید تاریخ ایران-هاشمی- و رادیکال و مهره گونه ترین فرد تاریخ بشریت-محمود احمدی نژاد-… آن چه که امروز مورد توجه است قدرت تفکر هاشمی است و حمایت های مردم -که گرچه نظرات رای به رویگردانی عجیبی از او در جامعه بود- که نشان از بازگشت هاشمی به جایگاه قبلی و حتی فراتر از آن دارد و تزلزل محمود احمدی نژاد که هر روزه به آن افزوده می شود و او را در تنگنای بیشتر قرار خواهد داد.
تصور و نامیدن یک بازنده در میان این درگیر ها دشوار است ومطمئناً هاشمی و احمدی نژاد هیچ کدام بازنده نیستند، بازنده ی اصلی این دوئل مردمی هستند که نتوانسته اند تقابل و تزویر را از دین دور کنند و به سان مردم دوران پادشاهان صوفیه فکر می کنند و دین تدبیری را مرحم می دانند نه اصالت دین.
————————————————-
1.این نوشته تنها یک برداشت شخصی از وضعیت موجود جامعه است و مربوط به گروه یا حزب خاصی نیست، نبوده و نخواهد بود.